على اكبر قرشى بنابى
14
تفسير احسن الحديث (فارسى)
سلولهاى خشكيده انسانها كه در آنها حيات خفته وجود دارد مانند تخم علفها مىرويد . منظور از « هامده » مرده و خاموش است مثل وَ آيَةٌ لَهُمُ الْأَرْضُ الْمَيْتَةُ أَحْيَيْناها وَ أَخْرَجْنا مِنْها حَبًّا يس / 33 ، ناگفته نماند : خاكها داراى خلل و فرج است و در آنها هوا وجود دارد ، ريزش بارانها هورا به داخل زمين فرو مىبرد و سبب انتفاخ زمين مىشود ، بهر حال در اثر باران ، ذرات خاك و تخمها در زير زمين تحريك مىشود و زمين مانند آمدن خمير منتفخ مىشود و روئيدنيها مىرويد ، منظور از « كل زوج » هر صنف روئيدنى است كه بهجت و سرور آور مىباشد . 6 و 7 - ذلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ وَ أَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لا رَيْبَ فِيها وَ أَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ . در اين دو آيه پنج مطلب آمده و همه در رابطه با مسئله معاد در آيه سابق است . « ذلك » اشاره است به بعثت با آن دو تقريب كه در آيهء سابق گذشت ، يعنى علّت وجود بعثت آنست كه خدا حق است و خداى حق جز كار حق نمىكند و اگر آخرت نباشد كار خدا باطل و لغو و خلقت ناتمام خواهد بود چنان كه در آخر سورهء حجر در وجه حكمت و عدالت خدا كه موجب معاد هستند ، گفته شد وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ما خَلَقْناهُما إِلَّا بِالْحَقِّ . . . دخان / 39 . وَ أَنَّهُ يُحْيِ الْمَوْتى دلالت بر استمرار دارد و آن عطف است بر جملهء سابق يعنى بعثت و تبديل خاك به انسان و زمين مرده به نباتات ، براى آنست كه خدا بطور مستمر مادهء بيجان را به زنده مبدل مىكند و اين تا قيامت و زنده شدن